AMLASHNEWS.COM
نسخه چاپي از پایگاه خبری شهرستان املش
محسن مهاجر - انتخابات اخیر مجلس را می توان به فرزندی تشبیه کرد که تازه متولد شده و برای زندگی یافتن، از میان خون و اعماء و احشاء بدن مادر گذشته و سالم به سرمنزل مقصود رسیده است.
فضایی که قبل از روز انتخابات در داخل و خارج ایجاد شده بود چیزی جز آنچه رخ داد را در برخی اذهان تداعی می کرد، تصوری که دوستان را نگران و دشمنان را امیدوار می ساخت. اینک از دل آن فضای نه چندان خوشایند که به تعبیر رهبر معظم انقلاب از صدور قطعنامه و تحریم انتخابات تا دعوت ناظران بیگانه به دخالت در حقوق و زندگی مردم، از سیاهنمایی در خصوص مدیریت کشور تا ترساندن مردم از خطر حمله دشمن، از تهمت سالم نبودن انتخابات تا تلقین دلسردی و بیتفاوتی مردم، و به خصوص پیشگویی های تبلیغاتی و شیطانی درباره مشارکت نکردن جوانان امتداد داشت نتایجی بیرون آمده که هم از حیث میزان مشارکت و هم از حیث نحوه مشارکت مردم افتخارآمیز است. درباره آنچه رخ داد چند نکته مهم هست که ذکر آنها ضروری می نماید:
یکم: این دوره از انتخابات با دوره های قبل، از نظر فضای انتخاباتی و تبلیغاتی تفاوتهای عمده ای داشت. مصوبه مجلس در ممنوعیت چاپ و الصاق پوسترهای با قطع بزرگتر از 10 در 15 سانتی متر ، باعث شده بود نوعی بی خبری و سردی فضا بر تبلیغات انتخاباتی حاکم گردد. این مصوبه گرچه در یک بعد، از اسرافها و ریخت و پاشها و فضاسازی های غیرواقعی جلوگیری نمود و باعث زیباماندن فضای شهری شد اما از سویی هم بر شور و حرارت انتخاباتی تأثیرگذاشت. این فضا باعث دوری عامه مردم از اوضاع انتخابات شده بود چرا که در انتخابات، نخبگان را می توان با فضای رسانه ای و خبری و نیز انتشار بروشورهای حاوی طرز فکر و برنامه های هر کاندیدا برای شرکت در انتخابات ترغیب کرد اما عامه مردم و قشرهای غیرسیاسی همانگونه که تجربه نشان داده است بیشتر متوجه و متأثر از هیجان بصری انتخابات هستند و این هیجان بگونه ای کم رنگ شده بود که تا روزهای آخر برخی مردم نمی دانستند جمعه آتی ، روز انتخابات است. چنین شرایطی نگرانی هایی را در خصوص میزان مشارکت باعث شده بود. البته ذكر این نكته ضروری است كه ساماندهی امر تبلیغات و جراحی آن، ضرورتی بود اجتنابناپذیر كه به هر حال باید رخ میداد.
از طرف دیگر زمان در نظر گرفته شدن برای انتخابات که مقارن با ایام عید و سرگرم بودن مردم به خرید و خانه تکانی بود به تنهایی می توانست دلیلی بر حضور کم رنگ مردم باشد و تأثیر نامطلوبی بر مشارکت و گرمی فضای انتخابات داشته باشد. افزایش سن رأی دهندگان از 15 به 18 سال نیز قاعدتاً بخشی از رأی دهندگان را از چرخه خارج می کرد و در نتیجه احتمال کاهش مشارکت نسبت به دوره های پیشین وجود داشت. این عوامل در کنار فشارهای روانی بی سابقه رسانههای غربی و صدور قطعنامه از عواملی بودند كه می توانستند حضور مردم را به شدت كمرنگتر کنند. اما علیرغم همه این دلایل به ظاهر منطقی برای عدم حضور مردم، ملت حضوری گسترده در پای صندوقها داشت که حامل پیامی مهم است. به نظر میرسد اینک پس از گذشت سی سال از انقلاب و برگزاری حدود 30 انتخابات در کشور، مردم به میزان قابل قبولی از بلوغ سیاسی رسیدهاند و شركت در انتخابات را علیرغم همه مشكلات، شركت در سرنوشت خویش میدانند و برای حضور، نیازی به هیجانسازی نمیبینند و مشخص شد كه دشمنان انقلاب نیز نمیتوانند با جوسازیهای خبری، ثبات سیاسی كشور را دچار خدشه كنند.
دوم: عقلانیتر شدن فضای انتخاباتی كشور را باید از ثمرات مبارك انتخابات اخیر دانست و در جهت تعمیق آن گام برداشت. پیشتر و در ادوار گذشته، نوع و نحوه تبلیغات بر جهت آراء مردم اثری ویژه داشت و از این رو، كاندیداها بیش از آنكه به فكر ارائه برنامههای خود باشند به فكر تزئین خود در قالب پوسترهای تبلیغاتی بودند. محدودیت تبلیغات در این دوره، كاندیداها را به ارائه برنامههای خود سوق داد و مردم نیز بر اساس برنامهها و دیدگاههای ارائه شده، رأی دادند.
از مشخصههای این دوره تلاش برجسته احزاب و گروهها در معرفی كاندیداهای خود بود كه از این رهگذر توانستند نمایندگان بیشتری را به مجلس بفرستند و كاندیداهای مستقل خارج از لیستهای احزاب توفیق كمتری در جلب آرای مردم یافتند. این عقلانیت و گرایش به كاندیداهای گروهها، میتواند زمینه را برای فعالیت احزاب آماده كند. اینك شاید فضای جامعه از هر زمان دیگری برای پذیرش تحزب آمادگی داشته باشد. مشخصه جهتگیری آراء در این انتخابات، برنامهگرایی و توجه به دیدگاهها بود كه خود فتح بابی است به سوی پذیرش تحزب در چهارچوب قوانین كشور. چرا كه بخوبی آشكار است مطالبه عمل به وعدهها و برنامهها و شعارها از نمایندگان راهیافته به مجلس در چهارچوب احزاب شناسنامهدار و با ساز و كار و دیدگاه مشخص امكانپذیر خواهد بود. از سوی دیگر، كاندیداها نیز در این دوره بیشتر تلاش كردند تا در ارائه نظرات و برنامههای خود از دادن وعدههای غیرعملی و قولهای فراتر از حدود و وظایف نمایندگی خودداری كرده و برنامههایی عملیاتی ارائه دهند. این روند نیز در جای خود به عقلانیتر شدن فضا كمك بسیاری نمود.
سوم: جهتگیری آراء مردم نشان میدهد كه مردم اولاً قرائت اصولگرایانه را برای كشور برگزیدهاند و دوم قرائت اعتدال را. بررسیها آشكار میسازد در حوزههایی هم كه اصلاحطلبان حائز اكثریت آراء شدهاند از افراد افراطی و ساختارشكن خبری نیست و در جبهه اصولگرایان هم جهت آراء بسوی تندروها نبوده است و این، از عدم اقبال مردم به افراط و تفریط و خواست جامعه برای حاكم شدن اعتدال در فضای سیاسی كشور حكایت دارد. اعتدالی كه در سالهای اخیر دستخوش آسیب شده بود و چند صباحی است كه بار دیگر به كشور بازگشته است.
چهارم: با آشکارشدن نتایج انتخابات، برخی رفتارهای نامناسب از سوی برخی وابستگان جناحی که موفق به کسب رأی مردم نگردید آغاز شد که شاید ادامه یابد. رفتارهایی از قبیل جوسازی به منظور مخدوش جلوه دادن انتخابات و شبهه افکنی درباره سلامت آن. این در حالی است که بر اساس اعلام سخنگوی ستاد جبهه دوم خرداد، حداقل 1300 ناظر از سوی این جبهه در تهران بر صندوقهای رأی و صدها هزار نفر در شهرستانها بر تمامی مراحل انتخابات نظارت داشتهاند. در این خصوص باید به این افراد میزان حضور و نحوه آراء مردم را در همه حوزه ها یادآور شد و تذکر داد که پذیرش ناكامی در جلب نظر افكار عمومی و تلاش برای جبران آن با توجه به مطالبات مردم، خود مقدمه توفیق است و جنجال و ابهام آفرینی دردی را دوا نمی کند وباعث رویگردانی بیشتر مردم خواهد شد.