AMLASHNEWS.COM
نسخه چاپي از پایگاه خبری شهرستان املش
املش نيوز :آن موقع شرايط داخلي كشور از نظر تغييرات خيلي حساس بود، فورا خبر اين موضوع در بين سياسيون پيچيد. آن زمان چند مساله در ذهن من مطرح بود، يكي دوستي طولاني من با آقاي روحاني، عاملي بود كه اين تغيير را براي ما مشكل ميكرد، از ابتداي انقلاب من با آقاي روحاني دوست بودم ازسال اول انقلاب كه در صدا و سيما با هم مشغول كار بوديم روابط دوستي و عاطفي داشتيم تا امروز، مسئله ديگر اين بود كه با آقاي احمدي نژاد رفاقت چند ساله اخير داشتم
به گزارش« املش نيوز » دکتر لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در گفتگویی به بیان ناگفته هایش از چگونگی انتصابشان به دبیری شورای عالی امنیت ملی ، سفر به سوریه و جنگ سی و سه روزه لبنان پرداخت که متن کامل آن در در زیر می آید:
سوال: آقاي دكتر لاريجاني، بدليل تنوع مشاغل شما، از شما چهرههاي متفاوتي نزد مردم تصویر شده است به دليل حضورتان در وزارت فرهنگ و رئيس صدا و سيما، شما را شخصیتی فرهنگي ميدانند و بدليل دبيري شوراي عالي امنيت ملي و نمايندگي رهبري در شوراي عالي امنيت ملي، عنصري سياسي و ديپلماتيك شناخته شدهايد، خودتان چه تصويري را بيشتر ميپسنديد؟
پاسخ: اگر پاسخ واقعي و بدون تعارف و صرفا بر اساس ميل شخصي را بطلبيد بايد بگويم هيچكدام! فقط استادي دانشگاه براي من دلپذير است و آنرا از همه وجود دوست دارم، اما يك انسان و يك فرد مسلمان كمتر ميتواند صرفا بر اساس تمايلات شخصي زندگي كند، در بستر انقلاب و پس از پيروزي آن عملا فرمان زندگي ما در دست نيازهاي انقلاب بود و هست، گاه در زمان جنگ كار در سپاه اولويت بود، بعد از آن مقام معظم رهبري دستگاههاي فرهنگي مثل وزارت فرهنگ، صدا و سيما را براي خدمت اینجانب برگزيدند و چند سال اخير هم بدليل حساسيت پرونده هستهاي و شرايط پيراموني ايران دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي را تكليف فرمودند، اميدوارم خدمات من مورد رضايت حق تعالي واقع شده باشد.
سوال: امروز در ايران چهره شما را با پرونده هستهاي يكي ميبينند ، راستي چه شد دبيري شوراي عالي امنيت ملي را پذيرفتید؟ با توجه به سوابق فرهنگی خود و دیگر اینکه چگونه این امر رخ داد؟
پاسخ:قسمتی از سوال شما را پاسخ داده ام، همانگونه كه مطلعيد در دوره آقاي خاتمي كه دبيري شوراي عالي امنيت ملي در اختيار دوست گرامي جناب آقاي روحاني بود، با مذاكرات مختلف وزراي اروپا، ايران تعليق داوطلبانه را پذيرفت و پروتكل الحاقي را هم داوطلبانه اجرا کرد با اين وعدهاي كه آنها داده بودند بعد از مدت كوتاهي ايران مجددا غني سازي را آغاز كرد اما متاسفانه در اواخر دوره آقاي خاتمي معلوم شد آنها قصد ندارند مسير توافقي را به اجرا درآورند و پس از دو سال تعليق طرحي را ارائه كردند كه عملا بايد غني سازي به فراموشي سپرده ميشد! يادم هست وقتي در نيويورك اولين مذاكره را با سه وزير اروپايي و آقاي سولانا داشتم (البته پس از آن بود كه ما تعليق UCF اصفهان را شكسته بوديم) به آنها گفتم شما صادقانه عمل نكرديد و به آقاي روحاني قول داديد كه پس از تعليق ما در فرصت كوتاهي غني سازي را آغاز كنيم، آقاي فيشر وزير خارجه وقت آلمان گفت نه ما هيچوقت چنين قولي نداديم، تازه معترض بودکه چرا شما تعليق را خاتمه داديد! يعني خيلي جدي پاي اين حرف خلاف ضابطه بينالمللي ايستاده بودند كه ايران نبايد حقوق خود را مطابق NPT داشته باشد.
بهر حال در يك دو ماه آخر دوره رياست جمهوری آقاي خاتمي كه آقاي احمدي نژاد هم انتخاب شده بود اما كارها هنوز واگذار نشده بود، نظام تصميم گرفت بدليل تعهد نداشتن اروپاييها به وعدههاي خود، تعليق را بردارد و كار را در UCF اصفهان آغاز كند كه فورا بازتابهاي زيادي پيدا كرد و غربيها شروع كردند به رجزخواني، جلسه فوقالعاده شوراي حكام را ترتيب دادند و پيغامهاي متعدد... در همين ايام رايزني براي انتخاب وزرا كابينه آقاي احمدي نژاد هم مطرح بود، روزي آقاي احمدي نژاد به من گفتند خدمت مقام معظم رهبري بودند و بحث دبيري شوراي عالي امنيت ملي مطرح شد (ظاهرا آقاي احمدي نژاد تصميم گرفته بودند آقاي روحاني تغيير كند) و در رايزني با ايشان، مقام معظم رهبري نظر خود را در مورد اينجانب مطرح فرمودند، آقاي احمدي نژاد گفتند من استقبال كردم و حالا نظر شما چیست؟ از حسن نظر ايشان تشكر كردم و قرار شد روي موضوع فكر كنم.
آن موقع شرايط داخلي كشور از نظر تغييرات خيلي حساس بود، فورا خبر اين موضوع در بين سياسيون پيچيد. آن زمان چند مساله در ذهن من مطرح بود، يكي دوستي طولاني من با آقاي روحاني، عاملي بود كه اين تغيير را براي ما مشكل ميكرد، از ابتداي انقلاب من با آقاي روحاني دوست بودم ازسال اول انقلاب كه در صدا و سيما با هم مشغول كار بوديم روابط دوستي و عاطفي داشتيم تا امروز، مسئله ديگر اين بود كه با آقاي احمدي نژاد رفاقت چند ساله اخير داشتم
سوال: شما كه حوادث لبنان را در جنگ 33روزه پيگيري مستمر كرديد، از نظر شما تلخ ترين حادثه در اين 33 روز چه بود؟
جواب: نمي دانم چرا شما دنبال تلخ ترين حوادث مي گرديد، جنگ 33 روزه همه لحظات آن تلخ بود اما از منظر من تلخ ترين حادثه فاجعه قانا بود كه صهیونیست ها در حمله نظامي تعداد زيادي كودك لبناني را شهيد کردند.
سوال: گفتيد حادثه جالب ديگر از نظر شما بحث" مداليته" در پروژه هسته اي بود كه مسير كار آژانس را مشخص کرد و اين روزها آن را شاهد بوديم و آژانس را در موضع تائيد صحت رفتار ايران در گذشته قرار داد، مي توان اهميت آن را حدس زد، از چه نظر شما آن را برجسته ترين حادثه مي دانيد؟
پاسخ: تا حدزيادي پاسخ روشن است پرونده هسته اي ايران در يك فضاي غوغا سالارانه در صحنه بين المللي ظاهر شد و طرف مقابل كاري به صحت و سقم اطلاعات كه امرییکایها اعلم كرده اند نداشت بلكه فقط مي خواست پشت اين اطلاعات غلط سنگر بگيرد و مانع ادامه حيات فناوری هسته ای ايران شود. در طول اين دو سال و اندی بارها مذاكرات طولاني با اقای سولانا و وزاری خارجه اروپا صورت گرفت، احساس مي كردم برخي واقعاً سوء تفاهم پيدا كرده اند و بعضي همين فضاي غير شفاف را مفيد مي دانند و خلاصه معلوم نبود نگراني آنها مربوط به گذشته است، يا حال يا آينده،مخلوط حرف مي زدند.
در مذاكرات ليسبون پايتخت پرتغال، بعد از بحث طولاني چندان فايده اي نبخشيد مخصوصاً كه اقاي سولانا به سخنان وزير كشور ما ، تمسك جسته بود كه در مصاحبه یا سخنرانی گفته بود ما 200 كيلو مواد غني شده داريم، هرچند اقای پور محمدی این خبر را تكذيب كرده بود ،اما اقای سولانا بر اين اساس منبر طولاني رفت، و بر خلاف بحث هاي گذشته خيلي از اين چاه، آبي در نيامد. جلسه خصوصي شد در آنجا ما طرح مداليته را ارائه كرديم كه در اين طرح آنچه مساله مورد نگراني آنان در گذشته است رفع شود و وضعيت حال هم تحت نظارت مورد اتفاق ما و آژانس قرار گيرد ابتدا خيلي استقبال واقع نشد ولي بعد پذيرفته شد كه اين امر ظرف دو ماه صورت گيرد من از ليسبون به وين رفتم، آقاي برادعي براي تفريح در خارج از وين در محلي بسيار مصفا، روزگاري مي گذراند شب ساعت 10 به محل اقامت ايشان رسيدم، نتيجه بحث با سولانا با اين شان مطرح و چارچوب كلي نحوه عمل ما و آژانس با عنوان مداليته مشخص و قرار شد تيم آژانس در روز هاي آينده به تهران بيايد ساعت 12 و 30 دقيقه شب به سمت فرودگاه وين حركت كردم تيم آژانس چندين بار به تهران آمدند حقيت اين است ابتداي امر آقای سولانا و اقای البرادعی و هم تيم آنها خيلي اميدوار نبودند چون احساس مي كردند با فشارهاي غربیها عملاً اين مسير مي تواند دچار مشكل شود حتي در داخل هم برخي از آقايان منتقد بودند اما الحمد الله بعد از ساعت ها كار كارشناسي و مذاكرات طولاني دو سند موردتوافق قرار گرفت ،سند اول براي حل و فصل چند مسئله با قیمانده در گذشته كه آژانس مدعي بود و سند بعدي در مورد نحوه نظارت آژانس بر تاسيسات فعلی هسته اي.
مساله مهمتر اجراي اين مداليته بود اولين موضع گيري امريكاييها بسيار عجيب بود، وقتي اقای برادعی نتیجه اقدامات خود را براي شوراي حكام گزارش داد و پیشرفت های اجرائي در همين فاصله كوتاه را نيز مطرح کرد اقای شولتز نماينده امريكا در آژانس اعلام كرد ايراني ها آژانس را فريب داده اند چرا در اين سند طراحي شده كه موضوعات گام به گام جلو برود، اتفاقا اين همان مسئله حساسي بود كه ما روي آن تمركز کرده بوديم، در گذشته آژانس مي آمد تعداد زيادي موضوع را ناخن مي زد، زخمي مي کرد ولي بدون اينكه به نتيجه برسد رها مي كرد و هميشه مدعي بود ما اصرار داشتيم هر موضوعي بايد حل شود تا به موضوع ديگر بپردازيم و اتفاقاً كليد موفقيت در همين بود حالا كه چندماه از تدوين مداليته مي گذرد مشاهده مي كنيد چقدر اين روش به پيشرفت كار كمك كرد. ضمناً در مداليته مشخص شده بود كه روش ورود و خروج ادعاهاي آژانس چگونه باشد در واقع براي هر موضوع نقشه راه آن هم مشخص شده بود.
امروزبهتر مي توان در مورد اين ايده قضاوت كرد كه عملاً آژانس مسائل گذشته را حل شده اعلام کرده است هرچند فعلاً كه درحال مصاحبه با شما هستم گزارش برادعي انتشار يافته او ضمن اينكه مسائل گذشته را تقریبا حل شده دانسته ولي ادبياتي بكار برده كه مي تواند در يكي دو جا مورد سو استفاه حريف قرار گيرد اما ظاهراً اين سنت گزارش نويسي، برادعي شده است آنچه مهم است این است كه برادعي اعلام كرده ايران طبق سند مداليته همکاری جدي کرده و ما سندی دال بر انحراف فعاليت هاي ايران نداريم همچنان بايد مراقب بود، چون امريكا، انگليس و فرانسه به نوعي در قبال آژانس موضع گرفتد كه ظاهراً همکاری با آژانس يا عدم همکاری براي آنها فرقي نمي كند دنبال ماجراجويي هستند و باید ديپلماسي قوي جلوي اين شگرد آنها را نيز گرفت.
سوال: در مذاكرات غربيها به نظر مي رسد بیشترين توفيق مربوط به مذاكرات با سولانا بود كه ايشان نيز در مصاحبه هاي خود بارها به اين امر اشاره كرده بودند ، اين اعتماد سازي چگونه شكل گرفت؟
پاسخ: البته مذاكرات با البرادعي هم بسيار مثمر ثمر و ارزشمند بود اگر امريكا توپخانه خود را از روي آژانس و برادعي برمي داشت، آژانس خيلي بهتر و زودتر مي توانست مسئله را حل كند، اما به هر حال اين شرايط جنگل ، بخشي از واقعيات دنياي امروز در صحنه بين المللي است كه بايد با آن مبارزه کرد، البته آقاي سولانا نقش موثري در طرح اخير مدالیته داشتند، وی فرد پخته ای است، در طول اين دو سال مذاكرات طولاني و متنوعي با ايشان داشتم در موضوعات مختلف همه بحث ها حول و حوش موضوع هسته اي نبود، در مورد تاريخ ايران، انقلاب اسلامي، نگاه ما به منطقه بحث مي شد. همه اين گفتگوها كمك مي كرد كه درك مشترك ما بيشتر شود این درک مشترک، پايه اي براي طرح ها مي شد كه مي توانست در اين متن متولد شود، ايشان هم نظرات خود را در مورد منطقه، بحث فناوري هسته اي، علت مناقشه موجود عراق، لبنان، فلسطين، افغانستان مطرح مي کرد. گاهي با شوخي و جدي، صراحت در كلام دارد كه براي اعتماد سازي مفيد بود. مثلا روزي بعد از مذاكرات طولاني، سر شام، بحث منطقه مفصل مطرح شد، ايشان با خنده گفت: ما يك اشتباه استراتژيك در منطقه كرديم، يكي توي سر افغانستان زديم، يكي توي سر عراق، شما بالا آمديد! هر چند با شوخي گفته شد اما حكايت از يك تلقي جدي داشت، به ايشان گفتم مراقب باشيد مجددا اشتباه نكنيد، هيچ وقت افغانستان و عراق رقيب ما نبودند که شما تصوير مي كنيد با اين کار شما ما در منطقه بالا امدیم ضمنا منطقه ظروف مرتبطه نیست که شما دو جا را فشار بدهید ما بالا بیاییم ! تازه کی گفتیم به عراق و افغانستان حمله كنيد، از ابتدا مخالف اين ماجراجويي بوديم. نگاه ما با اين محاسبات ظاهري كاملا متفاوت است مجموعه اين گفته و شنودها كمك مي كرد كه دغدغه هاي دو طرف مشخص شود.
سوال: از بحث هسته اي خارج شويم، شما در اين دو سال چندين بار به عربستان سفر كرديد و مقامات آن جا به ايران آمدند ظاهرا در مسائل منطقه با عربستان گفتگوهايي مهمي داشتيد، مي توانيد ازاين مسائل توضيحاتي به ما بدهيد؟
پاسخ: عربستان كشور مهمي در منطقه است، استراتژي ما در شوراي عالي امنيت ملي اين بود كه در چهارچوب رقابت هاي كهنه منطقه اي قرار نگيريم و نگاهي نو به اوضاع را ارائه دهيم، چاره اي جز گفتگو با ديگران نداشتيم تا به باور مشترك برسيم يكي از اين كشورها عربستان بود.
سوال: سفرهاي شما با الجزاير، يمن، عمان، مصر و ... نيز براي تحقق چنین استراتژي بوده است.
پاسخ: بله، چون همانگونه كه شما نام برديد مثلا مصر و الجزاير از كشورهاي تاثير گذار درمنطقه هستند باید در نشست هاي مشترك ديدگاه ها به هم نزديك مي شد. مثلا حدود يك سال پیش يك فضاي تلخي در صحنه منطقه ايجاد كردند در زمينه درگيري شيعه و سني داستان از عراق آغاز شد همه ابعاد قضيه نشان مي دادكه داستان باطني غير از اين ماجرا دارد. مسئله ريشه در شكست رژیم صهیونیستی در جنگ لبنان داشت و عده اي را فريب داده بود برخي كشورهاي منطقه هم بر اساس مدل موازنه منفي در اين ماجرا فريب خورده بودند. امریکا هم در عراق بدجوري گرفتار شده بود و براي حل مشكل خود به اين اختلاف مذهبي دامن مي زد، حتي ما خبر داشتيم سفیر سابق امريكا در عراق، با تروريست ها جلسه اي مخفيانه برگزار كرد و در آن جلسه گفته بود به شما كمك مالي و تسليحاتي مي كنيم به شرط اينكه سر اسلحه خود را به سوي شيعيان و ايران بگيرید! اين در حالي است كه آمريكايي ها با تابلوي مبارزه با تروريسم به عراق حمله كردند! اين هم مبارزه با تروريسم عصر جديد!
اقای ملك عبدالله در مذاكرات جدي بود و نشان مي داد علاقمند است بازيگري مثبتي در منطقه داشته باشد در بحث لبنان همانگونه كه شما مطرح كرديد، مذاكرات بسيار طولاني، با طرف هاي سعودي داشتيم يك بار جلسه ما از ساعت 11 شب شروع شد تا شش صبح ادامه يافت كه برخي از همراهان از جمله اقای جليلي خوابشان برد! البته روي صندلي! گاه مسئولين عربستان به ايران آمدند كه يا حامل پيام بودند و يا ادامه مذاكرات در ايران صورت مي گرفت. احتمالا نمي توانم بگويم نتايج خيلي روشن داشت ولي مثبت بود يعني اولا درك مشترك پیدا می كرديم كه براي دو كشور مهم منطقه اي ضروري است ،ثانيا حداقل نتايج تسكيني داشت.
سوال: بعد از اين مذاكرات شما با طرف هاي لبناني نيز بحث را پي مي گرفتيد؟
پاسخ: بله، با برخي طرف ها دنبال مي كرديم، و سعودي ها هم با ديگر طرف ها، يعني مذاكرات براي حل مشكلات لبنان بود لذا ضروري بود با آن ها نتايج مذاكرات در ميان گذاشته شود.
سوال: با سيدحسن نصرالله هم دائما دیدار داشتید؟
پاسخ: تقريبا اين طور بود هميشه من مستقيما با نصرالله ملاقات نمي كردم بلكه اطلاعات به آن ها داده مي شد گاه هم ملاقات مي كرديم تا نظرات ايشان بهتر گرفته شود.
سوال: در مورد رجال سياسي دنياي امروز كه نام مي برم مي توانيد نظرتان را بگوييد؟
ملک عبدالله
پاسخ: مردي روراست
بوتفليقه( رئیس جمهور الجزاير)؟
پاسخ: مردي آرام و فهيم
سوال: پوتين( رئيس جمهور روسيه)؟
پاسخ: فوق العاده باهوش
سوال: سلطان قابوس(سلطان عمان)؟
پاسخ: انساني مودب و باوقار
سوال: سولانا؟
پاسخ: سياستمداري پخته
سوال: پرودي (نخست وزير ايتاليا)؟
پاسخ: سياستمداري محافظه كار و فهيم
سوال: برادعي؟
پاسخ: اگر از تاثير فشارها بگذريم مرد صادقي است لطفا ماجرا را ختم كنيد چون معلوم نيست به كجا ختم مي شود.
سوال: خواهش مي كنم اجازه دهيد در مورد چند نفر ديگر که بارها با آن ها ملاقات داشتيد برداشت شما را بپرسم حتما براي خوانندگان جالب است، مثلا شما با رمضان عبدالله ،دبیر کل جهاد اسلامی ، سيدحسن نصرالله، بن علوي ملاقات هاي زيادي داشتيد، آن ها را چگونه یافتید؟
پاسخ: دكتر رمضان عبدالله فردي بسيار دوست داشتني، فهميده است شبيه به دكتر خالد مشعل كه همين طور فردي جدي و اهل تحليل است، سيدحسن نصرالله كه نور چشم همه مجاهدان است و انساني فوق العاده است از نظر تقوي ، دقت و ايثار و مجاهدت و از نظر ضريب هوشي بسيار بالا خداوند او را نصرت دهد.
بن علوي فردي باسواد و دنيا ديده و آرام است جلسات خوبي با ايشان داشتم.
سوال: مي گويند گاهي با سياستمداران در منزل ملاقات مي كرديد، آيا درست است؟
پاسخ: نه به اين نحو كه شما تصور داريد چون منزل ما محلي مناسب براي اين مذاكرات ندارد، برخي از شخصیت ها که به آنها ارادات داشتم روابط عاطفی بین ما جریان داشت در منزل از آنها پذیرایی کردم و مذاکرات داشتیم.
سوال: مثلاً چه افرادی؟
پاسخ: نمی دانم چرا این مسائل برای شما این قدر جالب است مثلاً آیت الله شهید محمدباقر حکیم چند باربه منزل ما آمدند و شبی که قصد داشتند به عراق بروند شب شام منزل ما بودند چند نفر از دوستان هم بودند، خداوند ایشان را با اولیای خود محشور کند آن شب حال عجیبی داشت بردار گرامی آقای عبدالعزیز حکیم هم چند بار در منزل، تشریف آوردند و مذاکره داشتیم.
آقای سید حسن نصرالله و آقای دکتر جعفری نخست وزیر قبلی عراق تشریف آوردند، حالا یادم نیست ،ولی روی هم رفته یک امر متعارفی نبود بلکه بسیار محدود انجام می گرفت .
سوال:از آن جهت این امر جالب است که این گونه ارتباطات در همکاری و همفکری در سطح بین المللی خیلی کمک کننده است
پاسخ: البته حرف درستی است ولی تنها این روش کارآمدی ندارد؟
سوال: درمورد جمله معروف شما " درغلتان در ازای آب نبات" و شرایط آن روز پرونده هسته ای توضیح دهید چطور شد شما این جمله را گفتید و خیلی واکنش ایجاد کرد؟
پاسخ: نمی دانم چرا شما به این جمله تعلق خاطر پیدا کردید اگر از این واژه ها خوشتان می آید یا فایده ای بر آن مترتب می بینید یک دو جین آن موجود است(با خنده)
سوال: همین طور است شما از واژگان غیر متعارف سیاسی زیاد مصرف می کنید.
پاسخ: فکر نمی کنم بعد از مذاکرات پاریس بود و تفاهم صورت گرفته که منجر به تعلیق کلیه امکانات فناوری هسته ای شد بطوری که حتی حاضر نبودند چند دستگاه سانترفیوژ برای تحقیقات در دست ما باشد اما در عوض گفته بودند امکانات اینترنتی به ایران می دهیم و زمینه عضویت WTO را برای ایران فراهم می کنیم من در این رفتار ناهنجاری های غربی ها این جمله را گفتم که توازنی در تعاملات قائل نبودند.
و واقعاً نوعی تحقیر در کار آنها نهفته بود که بعدها معلوم شد غربیها قصدشان ایجاد انصراف گاهی در اراده ایرانیان در جهت دستیابی به فناوری هسته ای بود بطوریکه در مذاکرات صراحتا می گفتند، یک بار در نیویورک وزیر خارجه آلمان گفت ما چنین برنامه ای نداشتیم که در انتهای مذاکرات شما غنی سازی داشته باشید و یک بار در وین نماینده انگلیس گفت، ما اصولا با دانش هسته ای شما مشکل داریم حتی صلح آمیز که پاسخ او داده شد ولی روشن است که اراده آنها این بود و بعد از یک سال خودشان هم فهمیدند این کارشان درست نبود و آقای البرادعی و آقای سولانا هر دو گفتند رفتار اروپا در آن موقع درست نبود.
سوال: بحث واژگان غیرمتعارف شد، شما معمولا در مصاحبه ها از واژه هایی استفاده می کنید که به نظر می رسد این ادبیات شما بسیار گسترده تر از بقیه رجال سیاسی است در روز چقدر مطالعه می کنید؟
پاسخ: استفاده از واژگان ربط چندانی به دانش ادبیات سیاسی ندارد به نظرم بیشتر یک نوع سلیقه بیانی است ولی معمولا روزی سه ساعت مطالعه می کنم که یا قلمرو فلسفی است، یا نوشتارهای عمیق تر سیاسی که غالبا استراتژیست های بین المللی می نگارند.
سوال: شما تدریس دانشگاه هم دارید؟
پاسخ: بله، تدریس در حد حداقل یک درس دارم و چند پایان نامه
سوال: فعلاً چه درسی را تدریس می کنید؟
پاسخ: این ترم، درس فلسفه سیاست را در دانشگاه تهران تدریس می کنم.
سوال: بهتر نبود در مورد امنیت ملی کشور تدریس می کردید؟
پاسخ:پایان نامه هایی در لیست امنیت ملی در برخی دانشگاه ها در دست دارم مثل اینکه سئوالهایتان تمام شده فشاری به خودتان وارد نکنید که حتما سوالی مطرح کنید (با خنده) .
سوال: نه، از مصاحبت شما خوشوقتم و دوست داریم در زوایای دیگر زندگانی هم سوال کنیم اما فکر می کنم مزاحم شما نشویم سال خوبی برای شما آرزو مندیم
پاسخ: موفق باشید،سالی با پیروزی برای همه ملت آرزوی ماست.
منبع: ویژه نامه نوروزی همشهری